تبليغاتX
خیلی دور،خیلی نزدیک
خداحافظی چهارشنبه 18 آذر1388 10:37 بعد از ظهر
وبلاگ عزیزم...

دارم ترکت می کنم... دوستت داشتم و دارم...

اما... خداحافظ formikazs... خداحافظ...

نوشته شده توسط   | لینک ثابت

دوستی... جمعه 3 آبان1387 4:21 بعد از ظهر

به نام حضرت دوست

دل من دیر زمانی است که می پندارد:
"دوستی" نیز گلی است؛

مثل نیلوفر و ناز،

ساقه ی ترد و ظریفی دارد.

بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد،
جان این ساقه ی نازک را

                              -دانسته-

                              بیازارد...

 

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

سلام...! جمعه 26 مهر1387 10:30 قبل از ظهر
در کنارتان زمان

              تند و تند می گذشت

تند و تند مثل برق

             سبز سبز مثل دشت

ای که پر ترانه اید

            مثل چشمه مثل رود

کاشکی به جز سلام

            حرف دیگری نبود.

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

مثل همیشه!! بزرگ و مهربون!:) پنجشنبه 11 مهر1387 9:51 بعد از ظهر
به نام خدای حکیم و منان

خدایا شکرت!
خیلی چاکریم!:) بسی زیاد! مرسی که کمکم کردی، مثل همیشه... اوچکتیم!:پی

پ.ن: دلم خونه ی خاله می خواد!!

پ.ن: روزه قرضی ها رو بگو!!!!!!!:)) =))

پ.ن: سلام بر پاییز و قشنگیاش!:)
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

hmmm پنجشنبه 4 مهر1387 1:39 قبل از ظهر
زود تصمیم گرفتن احمقانه اس! 
از اون بد تر، شتاب زده عمل کردنه...
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

هی...روزگار... جمعه 29 شهریور1387 6:39 بعد از ظهر
باید اعتراف کنم، این روزا خیلی بهم سخت می گذرن... 

خدایا کمک کن...خودت کمک کن...

یا رب، شکرت...
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

یکشنبه 20 مرداد1387 9:49 بعد از ظهر

 

چیزی به نام یک مشکل وجود ندارد، که در دستهایت برایت هدیه ای نداشته باشد.

 تو در جست و جوی مشکلات هستی، زیرا به هدایای آن ها نیازمندی...

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

خدایا... جمعه 18 مرداد1387 5:36 بعد از ظهر

خدایا، به من قدرت تحمل عقیده ی مخالف ارزانی کن.


 

خدایا، مرا همواره، آگاه و هوشیار دار، تا پیش از شناختن درست و کامل کسی یا فکری- مثبت یا منفی- قضاوت نکنم.

 

خدایا، خودخواهی را چندان در من بکش، یا چندان برکش، تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم، و از آن در رنج نباشم.

 

خدایا، به من تقوای ستیز بیاموز، تا در انبوه مسئولیت، نلغرم، و از تقوای پرهیز مصونم دار تا در خلوت عزلت، نپوسم.


 

خدایا، مرا از چهار زندان بزرگ انسان: طبیعت، تاریخ، جامعه و خویشتن، رها کن، تا آن چنان که تو، ای آفریدگار من، مرا آفریده ای- خود آفریدگار خود باشم، نه که-همچون حیوان- خود را با محیط، که محیط را با خود، تطبیق دهم.


 

خدایا، این آیه را بر زبان داستایوسکی رانده ای، بر دل های روشنفکران فرود آر که : " اگر خدا نباشد، همه چیز مجاز است." جهان فاقد معنی و زندگی فاقد هدف و انسان پوچ است، و انسان فاقد معنی، فاقد مسئولیت نیز هست.


 

خدایا، به من توفیق تلاش، در شکست؛ صبر، در نومیدی؛ رفتن، بی همراه؛ جهاد، بی سلاح؛ کار، بی پاداش؛ فداکاری، در سکوت؛ دین، بی دنیا؛ مذهب، بی عوام؛ عظمت، بی نام؛ خدمت، بی نان؛ ایمان، بی ریا؛ خوبی، بی نمود؛ گستاخی، بی خامی؛ مناعت، بی غرور؛ عشق، بی هوس؛ تنهایی، در انبوه جمعیت؛ دوست داشتن، بی آن که دوست بداند؛ روزی کن.


 

خدایا، چگونه زیستن را تو به من بیاموز،

 

چگونه مردن را خود خواهم دانست...

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

رسم خوشایندیست... جمعه 18 مرداد1387 5:32 بعد از ظهر

آغاز،آشنایی، دوست، انسان، جانشین خدا بر روی زمین، عشق، رهایی، کمال، بودن، خواستن، زندگی، وجود، روح، اوج، معرفت، معراج، احساس، دوست داشتن، لطافت، آرامش، نیمه ی گمشده، هدف، نیاز، خدا، لطف، حیرت، ایمان، ابدیت بی مرز، هم زبانی در سرزمین بیگانه، روح خدایی، پیغمبر روح، غربت، خویشاوندی، همسفر، صداقت، اطمینان، زیبایی، حقیقت، خیر، آرام، استوار، پر وقار، در دریا شنا کردن، دیدن، یافتن، رفتن، جریان، همراهی، همخوانی، قله، فتح، بودن، خواستن، رفتن...

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

پنجشنبه 17 مرداد1387 9:44 بعد از ظهر
این روزا همه بهم می گن: "مواظب خودت باش..."
خدایا مواظب من باش.
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |